دستای تو

دستاشو مشت کـرده بود … پرسـیدم توی مشتت چـیه؟ گفت : خودتـ نگـاه کن دستاشو گرفتم و آروم باز کردم … توی دستاش چیزی نبود !!! گفتم : چیزی نیست کـه …! دستامــو که توی دستاش بود فشـــرد و گفت: نبــود…!!! ولی حــالا که هست!!!!

دستاشو مشت کـرده بود … پرسـیدم توی مشتت چـیه؟ گفت : خودتـ نگـاه کن دستاشو گرفتم و آروم باز کردم … توی دستاش چیزی نبود !!! گفتم : چیزی نیست کـه …! دستامــو که توی دستاش بود فشـــرد و گفت: نبــود…!!! ولی حــالا که هست!!!!